غصه را نباید گذاشت تیتر درشت زندگی!
این روزها؟ غصه دیگر در زندگیم فرمانروایی نمی کند. نمی گویم غصه نیست. می آید گاهی. شاید حتی بماند. اما من معطلش نمی مانم.
با پشت صاف و سر بالا و قدم های مطمئن دنبال زندگیم میروم و غصه هم می خورم. قهوه مورد علاقمو میخرم و دم صندوق اشک هامو با دو دست پاک می کنم. سبد گل از گل فروشی میخرم و اشک هم میریزم. توی مهمانی بغضم را با سالاد قورت می دهم، حتی چندساعت سرخوشانه می رقصم و مواظبم اشک هایم ناگهان آرایشم را خراب نکند..
مردم؟ مردم به کسی که تلاش می کند روی پا بایستد احترام می گذارند. من از مردم جز تحسین و احترام چیزی ندیدم. غصه را نباید گذاشت تیتر درشت زندگی. با غصه باید مدارا کرد. با غصه باید زندگی کرد. باید زندگی کرد. زندگی. حتی اگر تا همیشه بماند.
دنیا برای همه یه شکل نیست!
نگاهم به آدمهاست. پسری کلافه چند بار از جلومون رد میشه و با صدای آرومی که بیشتر ملتمسانه است از آدم پشت خط تلفن میخواد ترکش نکنه. این وسط صدای خنده دختر و پسری که از دور میان بیشتر جلب توجه میکنه. خسته از این تفاوتها سرم پژمرده میشه روی شونهش.
میگم: شک دارم این دنیا واسه همه یه جور باشه.
عمیق نگاهم میکنه، مثل نگاه معلم به شاگرد بازیگوش یا مادر به فرزند کم تجربه.
میگه: تو هیچوقت لبخند اون پسر و قهر اون زوج رو نمیبینی، وگرنه دنیا واسه همه یه شکله!
زیر لب میگم: دنیا اصلا واسه همه یه شکل نیست، فقط کاش تو زندگی همه یه آدم خوبی باشه...
eglantine🌸
(Eglantine)به فرانسوی به معنای نسترن هستش و در فارسی به معنی رخسار معشوق و گل رز وحشی:)