💫
به خود میآیی و همهجا تاریک است. چشمهایت که به تاریکی عادت میکنند، میفهمی که تنها ماندهای؛ تو را رها کردهاند.
تاریکی ماندگار میشود و باور به نور میشکند. خود را تنها میبینی، تنها رنج میکشی. رنجت را زنده نگه میداری و آنچه از نور به یاد داشتی را به تاریکی میسپاری. حال تنها دارایی تو، تاریکیای است که از آن مراقبت میکنی.
دیگر نور را نمیخواهی، حالا نور ضد توست. تداعیگر رنج ممتدی است که به جان خریدهای.
چشمهایت را میبندی و دیگر نور را نمیخواهی.