غصه را نباید گذاشت تیتر درشت زندگی!
این روزها؟ غصه دیگر در زندگیم فرمانروایی نمی کند. نمی گویم غصه نیست. می آید گاهی. شاید حتی بماند. اما من معطلش نمی مانم.
با پشت صاف و سر بالا و قدم های مطمئن دنبال زندگیم میروم و غصه هم می خورم. قهوه مورد علاقمو میخرم و دم صندوق اشک هامو با دو دست پاک می کنم. سبد گل از گل فروشی میخرم و اشک هم میریزم. توی مهمانی بغضم را با سالاد قورت می دهم، حتی چندساعت سرخوشانه می رقصم و مواظبم اشک هایم ناگهان آرایشم را خراب نکند..
مردم؟ مردم به کسی که تلاش می کند روی پا بایستد احترام می گذارند. من از مردم جز تحسین و احترام چیزی ندیدم. غصه را نباید گذاشت تیتر درشت زندگی. با غصه باید مدارا کرد. با غصه باید زندگی کرد. باید زندگی کرد. زندگی. حتی اگر تا همیشه بماند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۳ ساعت 0:7
توسط نسترن قاسمی
|