هم اکنون غریبهای در من است:
خیلی بعدترها برایتان یا برایشان مینویسم؛
از روزهایی که منی بیقرار در من برای تمامِ مدت،
هیجان، ذوق و اضطرابِ توامانی را با خود به اینطرف و آنطرف میکشید که مستعد پرواز بود و در فضایی تنگ و نمور به دستِ او یعنی «من» و دیگرانش یعنی «دیگرانِ من» به دام افتاده بود. مینویسم که چطور میکوشید تا بالهایش را بگشاید و از من یعنی همان «اوی من» عبور کند. شاید بعدترها کسی از دیگرانِ دیگرانِ او باشد که از ما بهتر متوجه بشود چه میگفتهام. هم او که هماکنون غریبهای در من است و گاه گاه حتی ایشان نیز من را نمیفهمد.
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ ساعت 0:15
توسط نسترن قاسمی
|