خواب‌آلود اما قاطعانه و بی‌رحمانه می‌اندیشیدم: دیگر هرگز ذره‌ای هم به‌پاره‌ای ازمسائل پیرامونِ او و دیگر چیزها، توجه نخواهم کرد. اشتباه است، مسیر اشتباه را گاهی باید در نطفه کُشت و به‌صلاح نیست که تا برخوردن به سنگ، کورکورانه طی کرد. نامهربانی گاه به صلاح‌تر است از دل رحم بودن‌های بی‌اختیاری که میتواند بسیار سؤتفاهم برانگیزتر باشد از آنچه حتی فکر هم نمیکنیم...

پ.ن: او مجاز از انسان است.
نمیدانم البته؛ هنوز کلمه‌ی مناسبی پیدا نکرده‌ام...