ما...
ما یک گنگِ عجیب و تودار و آرمان داری بودیم .
ما نگاتیوهای خامی بودیم و داشتیم کم کم از وقایع جهان نور میخوردیم و اکسپوست میشدیم ،
ما از تشت ظهور سربلند بیرون نیامدیم، فلو شدیم و کم کنتراست..
مامفهوم زمان در آثار تارانتینو را بلعیده بودیم،
به هالیوود فحش میدادیم و حتی اگر از لینچ متنفر هم بودیم ، به دیدن لجوجانه فیلمهاش تا آخر ادامه میدادیم!
ولی راه نجات و رستگاریمان ب لحاظ ساختاری فیلم فارسی بود..
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱ ساعت 18:4
توسط نسترن قاسمی
|