چرا در دنیای ما امکان مبادله‌ی هرچیزی وجود دارد، جز احساسات؟
اگر می‌توانستید در ازای بخشش احساسی به دیگران، آن حسی که خواهانش هستید را دریافت کنید، دنیا اندکی قابل‌تحمل نمی‌شد؟ به عنوان مثال؛ خشم خود را به کسی که در ابراز آن دچارِ مشکل است اهدا می‌کردید، و مقداری از احساسی را به دست می‌آوردید که به هر دلیلی در جست‌و‌جویش هستید. 
خودِ من چه می‌خواهم؟ عمیقا دلم می‌خواهد این دلتنگیِ چسبنده‌ی دوست‌نداشتنی را از دیواره‌های قلبم جدا کنم، و به یک نیازمندِ دلتنگ شدن ببخشم. اما اصلا کسی هست که به دلتنگ شدن نیاز داشته باشد؟
فکر می‌کنم بیشترِ ما آدم‌ها مدت‌هاست با احساساتی دست و پنجه نرم می‌کنیم که مالکشان نیستیم، اصلا در قد و قواره‌ی ما نیستند. 
باید نامه‌ای تحت عنوانِ "پیشنهادات نسترن" برای خدا بنویسم تا اصلاحاتی را برای دنیای بعدی مد نظر قرار دهد؛ البته اگر دنیایی در کار باشد.
باید نامه را بنویسم، قبل از آن‌که همه‌مان خفه شویم.